بگو نشد كه آب بيارم رباب، شرمنده! عروس فاطمه و بوتراب، شرمنده! به وقت گفتنِ لالا به روى گهواره اگر چكيد زِ چشمانت آب، شرمنده! به گوش اصغرِ تشنه بگو عمو نرسيد بگو كه گفت عمويت بخواب، شرمنده! نگو چرا نرسيد آب بر لب طفلم كه غير اشک ندارم جواب، شرمنده! ميان علقمه بىمَشک و دست افتادم نخورد گر چه لبم هم به آب، شرمنده! به دختران حرم هم بگو كه سقّا گفت: اگر شديد اسيرِ طناب، شرمنده! اگر که بعد من آقای من در آن گودال محاسنت شود از خون خضاب، شرمنده!