نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در علقمه صدایِ دو مادر به تو رسيد شرمندگی من دوبرابر به تو رسيد باب الحوائجِ همهی خيمه هایِ من سقایی حريم پيمبر به تو رسيد من تشنهیِ دوباره برادر شنيدنم حالا صدا بزن كه برادر به تو رسيد از دست دادنِ تو مرا ورشكست كرد باشد، ولی شفاعت محشر به تو رسيد ای قد بلند طایفهی قد بلند ها ماندهام چگونه نیزه و خنجر به تو رسید فهميدهاند كشتن تو كشتن من است بيهوده نيست اينهمه لشگر به تو رسيد نذرت قبول، خوب فدای علی شدی هر كينهای كه ماند ز خيبر به تو رسيد فرقَت عمود خورد، عمودِ حرم شكست ارثِ سر شكستهی حيدر به تو رسيد وقتی سرِ تو بند نشد روی نيزهها بیمعجری به خيمه و معجر به تو رسيد قبر تو كوچک است، گناهِ رباب چيست ميگشت در پیِ علی اصغر به تو رسيد وقتي شهيدها سرشان رو به نيزه شد تنها سرِ تو بود به پهلو به نيزه شد (پشت و پناه یکی دو روزهی من، نه یک جبل الرّحمه از برابر من رفت بس که بلند است هلهله به گمانم کوفه خبردار شد که لشگر من رفت زینب من یک به یک به اهل حرم گفت وای ابوالفضل رفت، معجر من رفت)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد