نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چقدر خوب كه غارت گرِ دل ها شده ای حیدری زاده، پسرخوانده ی زهرا شده ای حضرت ماه كه خورشید پناهنده به توست كاشفُ الكَربِ ولی الله عظما شده ای قمر هاشمیان سروِ كَلابی هایی الحق عباس، سزاوارِ تماشا شده ای ضرباتی كه به صِفین زدی محشر كرد الگوی مشقِ نبردِ نخعی ها شده ای حافظ عصمتِ ناموس خدایت كردند همه ی دل خوشیِ زینبِ كبری شده ای كم ترین معجزه ی چشمِ تو سلمان سازی است حیفِ تو نیست بگوییم مسیحا شده ای دست بر قبضه مَبَر جنگ به تأخیر افتد مشك كافی است كه تو حضرت سقّا شده ای لشكر از هیبتِ عباسیِ تو ریخت به هم دل به دریا زده و حسرتِ دریا شده ای روی قولِ تو رقیه چه حسابی وا كرد ذكرِ آرامشِ اصغر شبِ لالا شده ای زخمِ شرمندگی اهلِ حرم با تو چه كرد كه زمین گیرترین ساقیِ دنیا شده ای هیچ كس فكر نمی كرد زمینت بزنند بَد زمین خورده ولی بر سرِ نِی پا شده ای چقدر كم شده ای حجمِ تنت را بُردند زیرِ پا سخت در این معركه پیدا شده ای ای گلِ امِّ بنین این چه شكوفا شدنی است علقمه گل شده از بس كه ز هم وا شده ای حرمله چَشمِ تو را از حدقه بیرون ریخت خارِ چَشمِ همه ی تنگ نظرها شده ای شیر شد ریخت سرِ شانه سرت را ز عمود دید وقتی كه تو بی دستی و تنها شده ای آب گشتی و نشاید به حصیرت ببرند ای كه در كوچكی قبر معمّا شده ای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد