نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پشت وپناه این حرم بر روی خاک است در کربلا بانگ اخا ادرک اخاک است بی تو پناهی در همه عالم نداریم عباس جان برخیز ما محرم نداریم بی تو چه می اید سرم آخر نگفتی رفتی و آخر هم به من خواهر نگفتی دور از نگاهت می شود پرده دری ها رفتی و محکم شد گره بر روسری ها آن لحظه که شد مشک سقا پاره پاره وا شد ز گوش دختران هم گوشواره رفتی ندیدی که حسین بی حال افتاد بی یار و یاور در ته گودال افتاد من با نگاه خویش دیدم بی پناه است قاتل به روی سینه اش در قتلگاه است ای کاش زیر نیزه ها پنهان نمی شد عباس اگر بودی تنش عریان نمی شد از روی نیزه دیده ای بر نی سرش را دیدی به دست ساربان انگشترش را ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد