نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خدا به دادِ اهلِ خیمهها برسد اگر امیدِ من اینجا به انتها برسد به خاک، میرسد از رفتنِ تو پشتم زود به غیر از اینکه به دادِ دلم خدا برسد سرِ ضیافتِ زخمت، نشسته از بس تیر به خنجری که میآید، چگونه جا برسد مگر خساستِ سرنیزها، امان دادند.. که چیزی از تو به آوردنِ عبا برسد رسیده نیزه و یک تکّه مالِ خود کرده مگر به بیشترین سهمِ ماجرا برسد دهانِ زخمِ عمودِ سرِ تو بستم تا لبت، دوباره به یک گفتنِ اخا برسد گَمان مدار، امامِ تو زنده تا خیمه به قامتی که زِ داغِ تو، خورده تا برسد بلند شو نخورد دست، قابِ آیِنهای به چادری نگذاری که ردِّ پا برسد به دست حرملۀ پست، دست خوش دادم برای تیرِ سه پهلو، که بیهوا برسد صدای مادرِ پهلو شکسته میشنوی خدا به دادِ دل اهل خیمهها برسد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد