نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

هر گرفتاری سراغ آستانش رو گرفت رزق وروزیه تمام خاندانش رو گرفت خوش به حال سائلی که سائل عباس شد خوش به حال آنکه از عباس نانش را گرفت روز محشر دست هایش دست گیری میکند دسته خود را داد دست دوستدارانش گرفت واویلا آه و واویلا زمین کربلا هیچ کس اندازه ی عباس شرمنده نشد کربلا بدجور ازاو امتحانش راگرفت از خجالت آب شد آب آور کرببلا عصر تاسوعا امان نامه امانش راگرفت واویلا آه و واویلا زمین کربلا چشم هایش پاسبان های بنات خیمه بود حرمله باتیر چشم پاسبانش راگرفت تیر ها در پیکرش وقت زمین خوردن شکست بس که خون رفت از تنش آخر توانش را گرفت واویلا آه و واویلا زمین کربلا قتله او کاره عمود و آهن نیزه نبود تیر هایی که به مشگش خورد جانش را گرفت از بقل تاکه سرش را به سره نیزه زدن گریه های ناتمامی خواهرانش راگرفت واویلا آه و واویلا زمین کربلا
هنوز نظری ثبت نشده