نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بلند شو که پدر، دست بر کمر نزند غرورش از سرِ بی یاوری تکان نخورد بدونِ آب بیا، زودتر فقط برگرد که آب هم به دلِ دختری تکان نخورد ببین رُباب، سرِ قولت از مسیری که برای اصغرش آب آوری تکان نخورد بیا که وا نشود پایِ شمر، بینِ حرم وقارِ مغنعۀ خواهری تکان نخورد نمیرود به اسیری کسی به کوفه اگر عمودِ خیمۀ سرلشگری تکان نخورد بلند شو، قلمِ دستِ ساربان بشکن که قدر و حُرمتِ انگشتری تکان نخورد دهن کَجی نکند تا که حرمله، برگرد ز غیرتِ تو، پَرِ معجری تکان نخورد دوباره حافظِ ناموسِ کبریائی باش که گوشواره و موی سری تکان نخورد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد