نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای قدر تو پنهانتر از پنهان زهراتر از هر زهرهی تابان ای قبلهی اذکار تسبیحات سبوحتر از واژهی سبحان ای روشنی بخش ازل نورت قبل از نخست و بعد از پایان ای بسم رَبّ النور سلمانها نام بلندت نسخهی درمانها یا فاطر و یا فاطمه یعنی افلاک با مهر تو شد بنیان مَسندنشین آیهی تطهیر ای مُصحف بالاتر از قرآن از عالم ناسوت تا لاهوت میگیرد از چشمان تو فرمان گَرد مسیرت فِضّه میگردد یا که طلای گنبد و ایوان مریم گلی از باغ بُستانت دلبستهی تو روضهی رضوان دُرِّ نجف شد گردن آویزت دو گوشواره لولو و مرجان ای زمزم چشمان تو کوثر تنها غدیرِ مانده در جریان نهج البلاغه گوشهی مسجد از خطبهخوانی تو شد حیران رعشه به جان عرش افتاده آه کلامت سلسله جنبان نام علی جاریست در نطقت شیرینیاش گردیده دوچندان فرمودی ای مردم چرا تردید حق علی از چه شده کتمان بُغض امیرالمومنین کفر است حب امیرالمومنین ایمان ممسوس ذات حضرت باری در غزوهها جنگاور میدان خورشید را تکذیب میکردند خفاشهای کور گورستان با خود فدک هر روز میخواند شرح عبورت را گل ریحان در دستهای مجتبی دستت ای دستگیر عالم امکان انسیه بود و کوچهای باریک حوریه رویاروی با شیطان چادر نمازت روی خاک افتاد آیا کعبهی حاجات شد ویران درد و لگد شد خیمهی تو در زیر پای نامسلمانها تَبَت یَدا میزد به تو سیلی پوشیهات نیلی شد و گریان ای روح دو پهلوی پیغمبر پهلو گرفتی بعد از این طوفان گل کرد بر پیراهنت لانه پژمرد از این داغ یک بُستان سوگند که پای علی بانو تو ایستادی تا به پای جان سخت باشد خواب باشی درد بیدارت کند چند ماهی هست زهرا میشود بیدار سخت زودتر از دیگران، اطرافیان جان میدهد هر زمان که میشود وضعیت بیمار سخت این شب آخر برای تو خودم نان میپزم هر چند باشد برای خانِدانت کار سخت مثل اینکه باید امشب زحمتم را کم کنم میشوم از تو جدا ناچار بالاجبار سخت چشمت از چشم علی تا وقت رفتن برنداشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد