ای قدر تو پنهان تر از پنهان
سیدمهدی حسینیپسندیدن22
بازدید8.2K
ای قدر تو پنهان تر از پنهان زهرا تر از هر زهرهی تابان ای قبلهی اَذکارِ تسبیحات سُبوح تر از واژهی سبحان ای روشنیبخشِ ازل نورت قبل از نخست و بعد از پایان ای بِسم رب النور سلمانها نام بلندت نسخه درمان یا فاطر و یا فاطمه یعنی افلاک با مهر تو شد بنیان مَسنَدنشینِ آیهی تطهیر ای مُصحف بالاتر از قرآن از عالم ناسوت تا لاهوت میگیرد از چشمان تو فرمان مریم گلی از باغ بستانت دلبستهی تو روضهی رضوان دُرِّ نجف شد گردنآویزت دو گوشواره لؤلؤ و مرجان ای زمزم چشمان تو کوثر تنها غدیر مانده در جریان نهجالبلاغه گوشهی مسجد از خطبهخوانی تو شد حیران رَعشه به جان عرش افتاده آهِ کلامت سلسله جنبان نام علی جاریست در نُطقت شیرینیش گردیده دوچندان ای مردم چرا تردید حقّ علی از چه شده کِتمان بغض امیرالمومنین کفر است حُبِّ امیرالمومنین ایمان مَمسوس ذات حضرت باری در غزوهها جنگآور میدان خورشید را تکذیب میکردند خفاشهای کور گورستان با خود فَدَک هر روز میخواند شرح عبورت را گلِ ریحان در دستهای مجتبی دستت ای دستگیرِ عالمِ امکان فرش رَعد عرش معلی شد دیوارهها شد آینهبندان اِنسیه بود و کوچهای باریک حوریه رویاروی یک شیطان چادرنمازت روی خاک افتاد یا کعبهی حاجات شد ویران درد و لگد شد خیمهی توحید در زیر پای نامسلمانان تَبَّت یَدی میزد به تو سیلی پوشیهات نیلی شد و گریان ای روح دوپهلوی پیغمبر پهلو گرفتی بعد از این طوفان گل کرد بر پیراهنت لاله پژمرد از این داغ یک بستان سوگند که پای علی بانو تو ایستادی تا به پای جان پاشو خودم عصاتم شریک غصههاتم کسی عین خیالش نیست حسن داره با چشم خیس میبینه مادرش رو شکسته پهلوهاش اما مگه ول میکنه زهرا عَبای حیدرش رو یه جوری بد شکسته خجالت میکشی از من که داری همه درداتو با سلمان میگی دَم آخر میون اشهد تو سلام الله علی العطشان سلام الله علی العریان حسین جانم حسین جان داداش میبینی تنهامو نگاهی کن به اشکامو بسوزه آه طفلان میبینم پیرهنت نیست که حسین چیزی تنت نیست که آوردم چادرم رو که بندازم به روی تو فدای آبروی تو نگاه کن دلهرم رو سلام الله علی العطشان سلام الله علی العریان حسین جانم حسین جان