دستم، تو دست عمه چشمام، به سمت میدون (عمه، ببین روخاکها افتاده عمو جون) 2 عمو جون اگه پسر توام چرا منو با خودت نبردی؟ (عمه، اگه بذاری برم دل یتیمو بدست آوردی) 2 چقدر دیر آمدم تیغی بوسه بر روی مهربانت زد غاری خوش صدای آلالله چه کسی چکمه بر دهانت زد؟ این عبای پیمبر است، عمو نگذار اینقدر کشیده شود بوسهگاه نبی خداحافظ وای اگر این گلو بریده شود ((خرمن موی تو در پنجهی دشمن دیدم عمه این صحنه ندیدهست ولی من دیدم)) سنگدل تیغ کشیدی که سرش را ببُری هر قدر سهم تو شد بال و پرش را ببَری همهی عمر به چشم پسرش دیده مرا سعی کن از سر راهت، پسرش را ببَری سپر افتاده ز دستش، سپرش میگردد باید اول بزنی تا سپرش را ببَری دست و پا میزند و آخرِ کارش شده است پاک، وحشی شدهای تا جگرش را ببَری درخورَش نیست اگر بازوی آویزه به پوست جانِ نا قابل من، هدیهی ناچیز عموست ****** مصحف ما چه بهم رختنت، وای عمو چقدَر تیر نشسته به تنَت، وای عمو همهی رخت تو غارت نشده، پاره شده بسکه یکپارچه با پا زدنت، وای عمو آمدم تاکه اجازه بدهی و یک یک نیزهها را بکِشم از بدنت، وای عمو آنقدَر نیزه زیاد است نمیدانم که بکشم از بدنت یا دهنت، وای عمو ********* تو قامتت خمیده شد و عمه هم خمید پهلوی تو شکسته شد و عمه هم شنید یک نیزهی بلند توی گردن تو دید تا خیمهها صدای مناجات تو رسید هرچند شِمر بر دهنت پا گذاشته هر چند سنگ بر بدنت جا گذاشته