نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

در نقطه نقطه دل شیعه حرم زدند بر بام خویش مشعل دارالکرم زدند جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم بگویید مادرش لیلا بیاید تماشای قد اکبر نماید من همین خوش قد و بالای حرم را دارم یک نفر نیست بیاید پسرم را ببرد تو برو خیمه خودم پشت سرت میآیم چه خیالیست کسی محتضرم را ببرد دست و پا گیر شدم بسکه زمین میافتم یک نفر زود تن درد سرم را ببرد فرات موج زد و من نظاره میکردم که تشنه شد پسرم کُشته در برابر من ستارهی سحرم آفتاب صبحدَمَم غروب کرده به هنگام ظهر در بَرِ من بپوش زخم جبین شکستهی خود را برای دیدنت آید ز خیمه خواهر من نه تیغ شمر مرا میکشد نه نیزهی خولی که کُشته مرا چشم تو در نگاه آخر من
هنوز نظری ثبت نشده