در نقطه نقطه دل شیعه حرم زدند

در نقطه نقطه دل شیعه حرم زدند

[ حسن حسینخانی ]
در نقطه نقطه دل شیعه حرم زدند
بر بام خویش مشعل دارالکرم زدند

جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید

خدا داند که من طاقت ندارم
علی را بر در خیمه رسانم

بگویید مادرش لیلا بیاید
تماشای قد اکبر نماید

من همین خوش قد و بالای حرم را دارم
یک نفر نیست بیاید پسرم را ببرد

تو برو خیمه خودم پشت سرت می‌آیم
چه خیالیست کسی محتضرم را ببرد

دست و پا گیر شدم بسکه زمین می‌افتم
یک نفر زود تن درد سرم را ببرد

فرات موج زد و من نظاره می‌کردم
که تشنه شد پسرم کُشته در برابر من

ستاره‌ی سحرم آفتاب صبحدَمَم
غروب کرده به هنگام ظهر در بَرِ من

بپوش زخم جبین شکسته‌ی خود را
برای دیدنت آید ز خیمه خواهر من

نه تیغ شمر مرا می‌کشد نه نیزه‌ی خولی 
که کُشته مرا چشم تو در نگاه آخر من

نظرات