نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

کربلا، این رسم مهمانداری است؟ از گلوی میهمان، خون جاری است وای من ای وای من ای وای من کربلا دریایی از خون آمده شمر از گودال بیرون آمده حُرّم و چکمه سر شانهام انداختهام مادرم را به عزایم بنشانید فقط گر بنا نیست ببخشید، نبخشید امّا دست ما را به مُحرّم برسانید فقط زخمهای او زیاد و اشکهای ما کم است میپذیرد باز از ما این بضاعت را حسین دست و پا میزد اگر در خون میان قتلگاه دست و پا میکرد اسباب شفاعت را حسین بلند مرتبه شاهی به زحمت افتاده برای جرعهی آبی به منت افتاده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد