نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پسر عمو میا كوفه كه كوفه با تو در جنگ است به ازای هر سلام تو جواب كوفیان سنگ است از این كوفه همین بس كه ندارد شاه مهتابی تن میهمان بی جان را زده بر میخ قصابی همین كه درب بازارش به روی مشتری وا شد دكان زرگری بسته و به جا یش آهنگری وا شد در اینجا بچه ها هم با خود دو تا تیر و كمان دارند عصای پیر مردان هم نوك تیز سنان دارند نگهبانان سربازان مشتری ... زنان و كودكان خواب و پدرها فكر سوغاتند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد