شادی برای مردم ماتم برای ما
حاج منصور ارضیپسندیدن10
بازدید700+
شادی برای مردم و ماتم برای ما خنده برای خلق و ولی غم برای ما خرج تو کردهایم خدا کرد خرج ما چه خیرها که داشت دو درهم برای ما زهرا همیشه زحمت ما را کشیده است حتی خریده شال عزا هم برای ما هر کس نفس کشید در این روضه شد مسیح از بس مقدس است همین دم برای ما حسن ختام سیر الی الله این دهه است سفره گشوده ماه محرم برای ما این که بدون روضه به جایی نمیرسیم ثابت شده است قدر مسلم برای ما هرگز به زیر منّت مردم نمیرویم وقتی که هست سایهی پرچم برای ما وقتی فرات اشک محیاست از دو چشم بی قیمت است چشمهی زمزم برای ما گریه کن حسین کمک کار فاطمه است کرده دعا رسول مکرّم برای ما کدام روضه غذا طبخ میکنی از دست پخت خود بده یه کم این غصه شد برای ما مصیبت اعظم حسین جان سنگ اگر خوردم نرفتم سمت احسان دگر بسته شد دستم ولی نگرفتهام دامان دگر من همان غیر از تو غیری نیست در من غیر تو پس پریشان تو هستم نی پریشان دگر صبح محشر عاشق از حسرت گریبان میدرد غیر تو باشد اگر کار گریبان دگر جان اگر دادم به پایش بر سرم منت گذاشت خاندان ما بدهکار از دو جان دگر مسلم آن روزی که از رویت جدا شد مرده بود تازه از تیغ شهادت یافتم جان دگر هیچ مردی مثل من در کوفه سرگردان نشد جز من تنها حیران تنها نیست حیران دگر بی نصیباند از من و آغوشش من طفلان من پیکرم افتاد اما دست طفلان دگر از دهان افتاد دندانم ولی ناراضیام کاش چوب خیزران میخورد حسین ای ارباب عالم ای بانی پرچم ما را آفریدند در ماه محرم به زخم پیکرت سلام ارباب به اشک خواهرت سلام ارباب کی میشه کربلا بیام ارباب از خیر کثیرت عالم شد فقیرت داره میرسه باز نالهی سفیرت نذر سفیرت شد ادا آقا سر میزنم هر کوچه را آقا جان علی کوفه نیا آقا میا به کوفه ای حسین جانم با دستان بسته آواره و خسته تو سرت سلامت من شرم شکسته تو کوفه بغض حیدره برگرد خولی به دنبال سره برگرد اینجا سخن از حنجره برگرد از دارلاماره دردم بی شماره میبینم حرم و با چادر پاره از گوششان گوشوارهها میره زینب سوی شام بلا میره دیگه نمیگم که کجا میره بزم شراب میره