نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تکلیف تو با کوفه شد معلوم قراره که از آب بشی محروم یه حرفای نگفتهای باید تو گوش تو بگم آروم آروم ببخش اگه آروم میگم که نشنوه رباب سری به نیزه بند بشه با طناب رقیه میره مجلس شراب نیا حسین برات بگم یه عده نانجیب طمع دارند به گوشواره، عجیب کسی نشه تو کوچهها غریب (حسین من حسین من، حسین)۴ **** منو نزن یتیمم و یتیم زدن گناهه موم رو نکش بس که زدی همه تنم سیاهه **** ریخته دندونای شیری من بابا **** یه دختری رو خاک ویرونه نشسته رفته تو فکر باباشو چشماشو بسته آستینشو تا روی انگشتاش کشونده حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد