نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مسلمت دارد به رویِ دار، خیلی حرفها کار من را کرده اینجا زار، خیلی حرفها دست من بسته، لبانم خشک، چشمم تار شد کشته من را موقعِ افطار، خیلی حرفها باز هم کوچه، علی، آتش، به جانِ تو قسم جا ندارد که شود تکرار، خیلی حرفها میخورد زینب زمین، در کوچه و پس کوچهها میزند با من در و دیوار، خیلی حرفها حرفِ سیلی، گوشواره، صحبتِ خلخالها میدهد اینجا مرا آزار، خیلی حرفها با خودت پوشیه و، معجر بیاور بیشتر پخش شد در کوچه و بازار، خیلی حرفها دخترت اینجا غریبی میکند، دق میکند دخترت را میکند بیمار، خیلی حرفها جان اصغر از سه شعبه، از سر نیزه بترس میکند کارِ تو را دشوار، خیلی حرفها کوفیان بهرِ سرِ تو، نرخ تعیین کردهاند میشود از دِرهم و دینار، خیلی حرفها نیزههایِ کوفیان، بر سینۀ تو میدوند مانده رویِ سینهام ای یار، خیلی حرفها خواب دیدم نعلها، بر پیکر تو تاختند دشنهها کار تو و، کار حرم را ساختند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد