
میزنند همه لاف عاشقی کس نیست عاشق تو به مانند زینب است ای هست و نیستم به فدای تو یا حسین ناقابل است جان دو فرزند زینب سخت است دست و پا زدن بچههای من اما فدای طفل رباب و سکینهات سخت آن بُوَد که در دل گودال بنگرم خنجر به دست شمر نشسته به سینهات **** دیدنشم زجره مو رو نکِش این مو شب قدره دیدنشم زجره وَالشمرُ جالسٌ علی صَدره