فیض محض است رحمت زینب
حاج علی کرمیپسندیدن28
بازدید18.3K
فیض محض است رحمتِ زینب چشمِ ما و عنایت زینب مشرق عالَم است صبح دمشق صحنِ نور است ساحت زینب هر سحر جبرئیل میآید پا برهنه زیارت زینب دور ناقه فرشتهها جمعاند عرش آمد عیادت زینب بس که آیینهی صفات خداست صبر آمد به صورتِ زینب دخترِ شیر باطناً شیر است به علی رفته قدرت زینب اُسکُتوا گفت لال شد دنیا ماتم از طرز صحبت زینب دفتر زهد اگر خلاصه شود میشود یک عبادت زینب سرِ بر نیزه سایهبانش شد آه از استراحت زینب سِرِّ مستور رفت در بازار شد لگدمال حُرمت زینب ***** شبزندهدارِ شامِ غریبانِ کربلا دل بسته بر نماز شبِ تو برادرت عباس هم بلندیِ قد تو را ندید از بس که سر به زیر بُود در برابرت ***** رفتی و با شمر و حرمله من همسخن شدم گریهکنِ پیرهن شدم از مجلس مِی به اون طرف مث رباب لطمهزن شدم دق کردم وقتی که شد حرف انتخاب زینب کجا مجلس شراب وداع نکردی باهاش اومد سرتو بغل گرفت رباب