
یا اباصالح المهدی ادرکنی ای وارثِ تنهاییِ حیدر برگرد خونخواهِ شهیدهیِ پیمبر، برگرد مخفیست مزارِ مادرِ تو، تا کِی؟! ای زائرِ صدیقهیِ اطهر، برگرد از اشکِ علی، خیس شده قبرِ او از خون شده چشمهایِ او تَر، برگرد شد وعدهیِ انتقامِ تو درمانش ای مُنتَقِمِ حضرتِ مادر، برگرد شد خانهنشین، جَدِ غریبت حیدر ای مرهمِ قلبِ شیرِ خیبر، برگرد آنقدر که لَطمه زده، رفته از حال با هر نظرش به جانبِ در، برگرد در کوچه مقابلش به قصدِ تحقیر لبخند زَنَد قُنفُذِ کافر، برگرد زینب شده خانهدارِ شاهِ بییار امیدِ دلِ زینبِ مضطر، برگرد وای از دلِ عمه زینب و قتلِ صبر تنهاست حسین بینِ لشگر، برگرد افتاده به زیرِ دست و پا، جَدِ تو خوانده است تو را بُریده حنجر، برگرد