تا شعله دست بر پر خیرالنساء گذاشت
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید2.9K
تا شعله دست بر پَرِ خَیرُ النساء گذاشت ما را میان غصهی بی انتها گذاشت باران کجاست؟ شمعِ نبی ذرّهذرّه سوخت آتش چه حسرتی به دلِ ابرها گذاشت دیوار و در مجال تقلّا نمیدهند باید برای بالشکسته فضا گذاشت در هیچ مَسلَکی زدنِ زن روا نبود لعنت بر آنکه بدعت خود را بنا گذاشت آئینه را فشار لگد ، تکّه تکّه کرد آنقَدر خُردهشیشه دمِ خانه جا گذاشت