نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تا شعله دست بر پَرِ خَیرُ النساء گذاشت ما را میان غصهی بی انتها گذاشت باران کجاست؟ شمعِ نبی ذرّهذرّه سوخت آتش چه حسرتی به دلِ ابرها گذاشت دیوار و در مجال تقلّا نمیدهند باید برای بالشکسته فضا گذاشت در هیچ مَسلَکی زدنِ زن روا نبود لعنت بر آنکه بدعت خود را بنا گذاشت آئینه را فشار لگد ، تکّه تکّه کرد آنقَدر خُردهشیشه دمِ خانه جا گذاشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد