اگرچه شمع وجود تو گرم سوختن است

اگرچه شمع وجود تو گرم سوختن است

[ حاج منصور ارضی ]
اگر چه شمع وجود تو، گرم سوختن است 
بخند، خنده‌ی تو التیام درد من است

منم عمیق‌ترین زخم پایدار علی
منم غریب‌ترین مرد روزگار علی

پر است غربت من، از همین تجلّی‌ها
چقدر بی محلی دیدم از محلّی‌ها

به رغم بی رمقی عزم هم‌کلامی کن
تو لااقل به منِ مرتضی سلامی کن

دلیل شادی من، هم‌نشین غم شده‌ای
شبیه پیرزن سال‌خورده خم شده‌ای

مرا به ماتم دستاس‌ها دچار نکن
خودم برای تو نان می‌پزم، تو کار نکن

تنور گرم برای تنت خطر دارد
برای سوخته هر شعله‌ای خطر دارد

شکوه کاخ امیدش خراب شد حیدر
تو آب رفته‌ای و از شرم آب شد حیدر

غروب آمد و خورشیدوار دور شدی
رشیده بودی و یک دفعه جمع و جور شدی

بیا به خواهش من گوش کن بلند نشو
به التماس حسن گوش کن، بلند نشو

هنوز چشم حسن مثل ابر می‌بارد
هنوز تکّه‌ی آن گوشواره را دارد

میان کوچه همین اوج ماجرایش بود
تمام صورت تو نصف دست‌هایش بود

سه ماه می‌شود این صحن بی رواق شده
سه ماه می‌شود این خانه بی چراغ شده

ببخش فاطمه جان پشت در تک افتادی
تمام هستی خود را برای من دادی

یکی نگفت به دیوار بی پناهی تو
یکی نگفت به مسمار پا به ماهی تو

حریم سبز تو را باغ یاس خواهم کرد
برای ماندن تو التماس خواهم کرد

....
شکسته پر، بشکنه پایی که زد لگد به در
یکی بودی، رد شدن از روی در چهل نفر
سه ماه حامله‌ای امّا شبیه محتضر 

آب شدی شمعه تنت، به چشمم نمی‌آی
جز مرگ حاجتی از خدا نمی‌خوای

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج منصور ارضی حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های حضرت زهرا (س)(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج منصور ارضی

نظرات