
کاش میشد قبر مادر را یکی پیدا کند جای قبرش بین روضه زیر این پرچم خوشم گفت من خوردم لگد تا پشتِ پا خوردی علی در دفاع تو شد آنجا چون که قدم خم خوشم رد شو از کوچه سرت را باز هم بالا بگیر من که با درد و تب و آن سیلی محکم خوشم گر چه خیلی حرفها دارم که با زینب زدم این که دورم نیست صدها چشم نامحرم خوشم خواب دیدم گرگها پیراهنی را بردهاند در میان نیزهها با پیکری مبهم خوشم