
نوبت به کربلای تو و محشرت رسید از سمت عرش گریهکنان مادرت رسید شد پارهپاره جگرت پخش بین دشت اینجا عبا به دادِ علیاکبرت رسید تیرِ سهشعبهای که برای شکار بود آخر به چشم ساقیِ آب آورت رسید هَل مِن مُعینِ تو به عوالم رسیده بود امّا به دادِ بیکسیات اصغرت رسید ای کشتهی غریبِ دوشنبه شنیدهام هنگام دستوپا زدنت مادرت رسید یک یادگار از تو بهجا مانده بود حیف آن هم به ساربان جفاپرورت رسید دَه اسب روی پیکر تو راه رفته بود وقتی روز یازدهم دخترت رسید نامسلمین برای خدا سر بریدنت ممنون راهبیم به دادِ سرت رسید آوردهاند نالهی زهرا بلند شد در شهر شام تا قدمِ خواهرت رسید