
مرو ای مهربانِ حیدر بمان یار جوان حیدر یا زهرا یا زهرا یا زهرا... بزن گیسوی زینب شانه مرو ای روشنیِ خانه ببین اشک یتیمانت را دلت میآید ای حنّانه؟ یا زهرا یا زهرا یا زهرا... مرو ای مهربان حیدر بمان یار جوان حیدر یا زهرا یا زهرا یا زهرا... همین که صحبت هجران شد چشمم از بیکسی گریان شد تا که تابوت تو حاضر شد خانه روی سرم ویران شد یا زهرا یا زهرا یا زهرا... مانده از جسم تو تصویری دست خودت بر کمر میگیری چین افتاده بر روی تو میدهد رنگ و بوی پیری یا زهرا یا زهرا یا زهرا... منتظرم صبحِ دلبخواه بیاید سر شود این شام غم، پگاه بیاید یار لگد خوردهات قرار ندارد تا خبرش سمت بارگاه بیاید چاک جگر بند میزنم که بمانی گر به تسلّای دردم آه بیاید دست زِ تو برندارد این زن زخمی هر چقدَر لشکر و سپاه بیاید از شب نیستنت دلنگرانم چه کنم نیستی بی تو چه خالیست جهانم چه کنم هدف از زندگیام دیدنِ لبخند تو بود رفتهای دلخوشیام بی تو بمانم چه کنم کاش میشد که مُغیره برود از این شهر فاطمه سوختهی زخم زبانم چه کنم