هر نفس شعله‌ای از سوختنت می‌آید (روز پنجم)

هر نفس شعله‌ای از سوختنت می‌آید (روز پنجم)

[ حاج منصور ارضی ]
هر نفس شعله‌ای از سوختنت می‌آید
آه چون آتش سرخ از دهنت می‌آید

وای اگر زخمِ زبان‌بسته دهن باز کند
بوی خون است که از پیرهنت می‌آید

این صدا خِش‌خشِ یک آینه‌ی خُرد شده‌است
زینبت گفته صدا از بدنت می آید

حرف همسایه دروغ است، نه، لاغر نشدی
این لباسی که خریدم به تنت می‌آید

گوشواری که گرفتم بیانداز به گوش
دارد از کوچه ی خلوت حسنَت می‌آید

دُوُّمی خواسته از من به عیادت برسد
پاشو کدبانویِ من، راهزنت می‌آید

دست من بسته که شد بین شلوغی قُنفذ
طعنه زد فاطمه، خیبر شکنت می‌آید

با من از میخ کج و محسن شش ماهه نگو
فضه اینجاست بگو هم‌سخنت می‌آید

شب شد و تشنه‌ لبت خیره به در داد کشید
ناله‌ی کُشته‌ی دور از وطنت می‌آید

پربازدید ترین شعر روضه حاج منصور ارضی محرم و صفر فاطمیه

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین حاج منصور ارضی

نظرات