
كاش كه پشت در نیامده بود مادر باردار ما، زهرا مثل گل زیر دست و پا له شد همه ی اقتدار ما، زهرا خانه را چون كه میزدند آتش باغِ احساس پشت در میسوخت میخِ در داغ شد در آن شعله غنچه ی یاس در شرر میسوخت وای از حالتی كه مادر داشت غنچه میشد جدا به ضرب لگد حربه ی یاس آه بود اما حربه ی آن یهود ضرب لگد فضه با چشم خود در آنجا دید شرح یا فضةُ خذینی را اشكِ خواریِ آسمان را دید گریهی بانوی زمینی را بیت الاحزان به كوچه شد ترسیم كلبهی آل مصطفی پر دود یك تنه فاطمه مقابل خصم سینه سوراخ و روی ماه كبود یك طرف دختر رسول خدا یك طرف حملهی چهل نامرد با تمام توان غلافش با بازوی بانوی مدینه چه كرد