تصویر حاج منصور ارضی - از سینه زد برون ز غم تو قرارها

از سینه زد برون ز غم تو قرارها

[ حاج منصور ارضی ]
از سینه زد برون ز غم تو قرارها
رونق گرفت در شب ظلمت فرارها

چشمم سیاه میشود و میخورم زمین
لج کرده با مذاق دلم روزگارها

نبضت چه تند میزند این روز آخری
این شتاب چیست بمان پیش یارها

لب بر طعام بستی و چیزی نمیخوری
یادش بخیر میل به دانه انارها

در خانه روسری به سرت میکنی چرا؟
اینکه نشد موأنست هم جوارها

أسما گفت شانه به دستت گرفته ای
دست شکسته، موی دختر، چه کارها

دیگر ز بازو و کمر و سینه و دلت 
چیزی نمانده در اثر انکسارها

هر بار سرفه ای زده لب باز مى كنى
لب باز می کنند تمام شیارها

چادر نماز تو به سر زینب است و هست
پنهان میان مُشت حسن گوشواره ها

پیراهنی برای حسینت بباف تا
خدشه نبیند از سُم مرکب سوارها

***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه شب و روز شهادت، وداع(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های شب و روز شهادت، وداع(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج منصور ارضی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد