به التماس نگاهِ یتیم های خودت
حاج محمود کریمیپسندیدن29
بازدید15.8K
به التماس نگاهِ یتیم های خودت به دست های كریمانهی دعای خودت بیا دوباره دعا كن ولی برای خودت برای پهلو و بازو و دست و پای خودت فقط برای نرفتن دعا كنی، باشد؟ برای بی كسی من دعا كنی، باشد؟ همین كه دیدمت از صبح، بهتری امروز به سفره نانِ خودت را میآوری امروز دوباره دست به پهلو نمیبری امروز نگو به فكر جدایی ز حیدری امروز كه گفته پیر شدی یا جوانی ات رفته؟ خدای من نكند مهربانی ات رفته تو بار رفتن بستی، علی حلال كند؟ تو بین بستر هستی، علی حلال كند؟ تو بین شعله نشستی، علی حلال كند؟ تو بین كوچه شكستی، علی حلال كند؟ تو را به جان حسینت نگو حلالم كن از این غریب بخر آبرو، حلالم كن كمی مراقب خود باش، فكر جانت باش به فكر من نه، كمی فكر كودكانت باش تو باش با تن زخم و قدِ كمانت، باش بمان و قدرت زانوی پهلوانت باش همان كه بست در این خانه دست حیدر را مخواه باز ببیند شكستِ حیدر را خدا نكرده به تابوتِ مرگ تن دادی كه دست بی كسی ام را به دست من دادی اگر به دختركت چند تا كفن دادی بگو برای حسین از چه پیرُهن دادی چرا كه بر بدنش پیرُهن نمیماند نه پیرُهن كه برایش بدن نمیماند