نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواهشی کن از علی یک بار خواهش می کنم هر چه می خواهی بگو ای یار خواهش می کنم خواهش خود را که یک تابوت شد تکمیل کن جان بخواه از حیدر کرار خواهش میکنم این تبسم بیشتر از اه ابم می کند درد هایت را مکن انکار خواهش می کنم زهره من روشنای خانه از چشمان توست معجرت را جان من بردار خواهش می کنم باز هم گفتی حلالم کن مرا اتش زدی این وصیت را مکن تکرار خواهش میکنم کار ها با فضه تنها بر سر سجاده باش اینقدر شبها نمان بیدار خواهش می کنم فاطمه جان علی از اشک چشمان علی مرهمی بر زخم خود بگذار خواهش میکنم تا بدانم که چه بر روز تو و محسن رسید گاهی از در گاه از دیوار خواهش می کنم پیروهن میدوختی و دخترت با گریه گفت این امانت را به من مسپار خواهش می کنم سر ز روی زانویت بردار خواهش می کنم دل به حرف آخرم بسپار خواهش می کنم خواهشم این است تنها کفن و دفنم کن علی گرچه میدانم شود دشوار خواهش میکنم تا نیاید غاصب حق تو در تشییع من پیکرم را نیمه شب بردار خواهش می کنم تا بگیرم اشک مظلومی ز چشم شوهرم من ز دست خویش با اسرار خواهش می کنم دخترم از ان طرف دارد نگاهت می کند ضل نزن بر این در و دیوار خواهش می کنم یا امیر المومنین جان تو و جان حسین اب بالای سرش بگذار خواهش می کنم نیزه های کربلایی را تداعی میکند پاک کن خون از سر مسمار خواهش میکنم ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد