نشسته آينه‌ام گرد غم به رخسارت

نشسته آينه‌ام گرد غم به رخسارت

[ حاج محمدرضا طاهری ]
نشسته آينه‌ام گرد غم به رخسارت 
زچاره مانده‌ام از غصه‌هاي بسيارت 

زبس كه روي گرفتي عجيب مي‌ترسم 
به گور خويش برم آرزوي ديدارت 

هزار عقده ی قلب علي يكي گردد 
اگر كه باز كني روسري گل دارت 

چه دست‌هاي پليدي كه در برت كردند 
به جرم عشق علي ميخ كوب ديوارت 

نشسته‌ام به برت پلك مي‌زنم آرام 
كه جان من ندهد اين نسيم آزارت 

به جان تو كه زبان علي نمي‌گردد 
براي اينكه بگويد خدا نگهدارت

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه شب و روز شهادت، وداع(فاطمیه)

محبوب‌ترین‌های شب و روز شهادت، وداع(فاطمیه)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات