نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

رسم است مردم بین دعواهای مردانه بیرون نمیآید به هیچ عنوان زن از خانه اما در اینجا در نبرد قوم بیگانه زهرا به میدان میزند پیروزمندانه گویا پیمبر به جدال بولهب میرفت بانو به جنگ قوم بی اصل و نسب میرفت مثل شراری که به یک گلزار میافتد آتش به روی در روی دیوار میافتد ضرب لگد بر مخزن الاسرار میافتد با ضربۀ مسمار دست از کار میافتد پای غریبه بر روی قرآن به شدت خورد سادات میبخشند در محکم به صورت خورد دست علی بسته است دست همسرش زخمی زهرا سر زخمی دلش زخمی پرش زخمی شاخه شکست و گشت سیب نوبرش زخمی با دیدن مادر غرور دخترش زخمی با روضههای کوچه روز پنج تن شب شد پایان کوچه روضههای شام زینب شد راه حرم را کوچه پشت کوچه سد کردند با آل عصمت مردمان شام بد کردند بد مستها توهین به اللّهُ الصَّمد کردند هر سر که میافتاد از نیزه لگد کردند تا دختران را با لباس پاره میدیدند بر گریههای بچهها مستانه خندیدند **** گریه کنید مادر ما بی گناه بود گریه کنید مادر ما پا به ماه بود حوریهای که برگ گل آسیب میزدش در قتل او مشارکت یک سپاه بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد