نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

باید برای تو کلیمی درست کرد سجّادهای گرفت و حریمی درست کرد باید برای مَقدمی از بال جبرئیل یک گوشهای نشست و گلیمی درست کرد باید در ازدحام گدا و کمیِ جا جایی برای مردِ کریمی درست کرد باید قسم به نور دو عین حسین داد تا از خدا، خدای رحیمی درست کرد مجنون شهر بودم و لیلا نداشتم اکبر اگر نبود من آقا نداشتم یک لحظهای کنار بزن این نقاب را بیچاره کن به صبحدمی آفتاب را امشب خودی نشان بده تا سجدهات کنم از من مگیر فرصت این انتخاب را نور جبینِ نیمهشبِ در تَهجُّدت در هم شکسته کوکبهی ماهتاب را آباد باد خانهات ای زلف پُر گره من از تو دارم این دل خانهخراب را دستار را ببند و کنارم قدم بزن شاید کمی نظاره کنم بوتراب را با قدکشیدنت جگری پیر میشود رنگ محاسن پدری پیر میشود چشمان تو همین که نهان میشود علی عمه برای تو نگران میشود علی تو رفتهای و زائر رویت شدن فقط با دیدن امام زمان میشود فقط بی اختیار یاد صدای تو میکنیم هر لحظهای که وقت اذان میشود علی روزی سه بار پشت بلندای مأذنه اقایی تو اشهدمان میشود علی ما کیستیم؟ تازه مسلمان حنجرت الله اکبر از تو و الله اکبرت ای آفتاب روشن شبهای کربلا پیغمبر دوبارهی صحرای کربلا ای از تمام ادمیان برگزیدهتر نوح و مسیح و ادم و موسای کربلا آب فرات و علقمه و گنبد حسین یا تل زینبیه و هرجای کربلا هرچند دیدنی است ولی دیدنیتر است پایین پای مرقد آقای کربلا نزدیکتر به محضر اقاست جای تو پایین پایی و همه پایین پای تو حالا که میروی جگرم را نگاه کن این چشمهای محتضرم را نگاه کن در این لباسها چقدر دیدنی شدی زینب بیا بیا پسرم را نگاه کن من پیر و تو جوان کمی آرامتر برو افتادگی بال و پرم را نگاه کن بعد از تو فصل فصل دلم بی بهار شد بعد از تو خاک بر سر این روزگار شد خواهم که بوسهات زنم اما نمیشود جایی برای بوسه که پیدا نمیشود لب را به هم بزن نفسی زن که هیچ چیز شیرینتر از شنیدن بابا نمیشود باید کفن به وسعت یک دشت آورم در یک کفن که پیکر تو جا نمیشود ای پاره پاره تن ز دل پاره پارهام گفتم بغل کنم بدنت را حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد