زمین گدای عطای علی الدوام حسن
وحید شکریپسندیدن58
بازدید22.4K
زمین گدای عطای عَلَی الدَّوامِ حسن زمانه ریزه خور لطف مستدام حسن بهشت مست کرامات ناتمام حسن به نام باب نجات بشر به نام حسن حسن امام من است و منم غلام حسن به نام او که به ما اعتبار بخشیده به پای هر یک ما صدهزار بخشیده تمام هستی خود را سه بار بخشیده فدای جود و جوانمردی و مرام حسن حسن امام من است و منم غلام به لطف هرم نفسهای او زمین زندهاست به لطف عزت او نام مومنین زندهاست به لطف صلح حسن راه و رسم دین زندهاست معامله نبود با عدوپیام حسن حسن امام من است و منم غلام حسن حسن کریم حسن مهربان حسن دلخواه حسن مُعِزُ الاَئِمه حسن عزیز الله حسین شمس دل فاطمه حسن هم ماه پیمبران همه در حسرت مقام حسن حسن امام من است و منم غلام حسن حسن حکیم حسن دلربا حسن والا حسن حلیم حسن دل نشین حسن اعلا به غیر او که نشستهاست با جُذامیها؟ فدای عاطفه و منطق و مرام حسن حسن امام من است و منم غلام حسن فدای او که فراوان غم و بلا دیده از آشنا و غریبه فقط جفا دیده شنیدههای مرا بین کوچهها دیده نگه نداشت کسی شأن و احترام حسن حسن امام من است و منم غلام حسن فدای او که ندارد رواق و صحن و سَرا ضریح و گنبد و گلدستهای به رنگ طلا نه خادمی نه غلامی نه زائری حتی خدا کند که بگیریم انتقام حسن حسن امام من است و منم غلام حسن **** وای اگر سوختهای نالهای شبگیر کند کودکی را شرر حادثهای پیر کند من چهل سال گرفتار غروبی سردم بین آن کوچهی بد فاطمه را گم کردم آی مردم جگری سوخت تماشا نکنید بعد ما هیچ دری را به لگد وا نکنید شاخهی یاس علی داغ زدن داشت مگر یک زن حامله شلاق زدن داشت مگر همهی عمر شکایت به خدا میبردم عوض فاطمه من کاش کتک میخوردم **** زهرای حیدر بعد تو دنیا نمیسازه به ما، دنیای حیدر زهرای حیدر حرف رفتن میزنی میلرزه دست و پای حیدر بعد کوچه روزی صد بار آرزو کردم که من میمردم ای کاش **** حلالم کن حیدر نیومد میزدنت کاری از دستم بر نیومد همسایهها دیدند صداشون در نیومد