نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

در کرم خانهی حق سفره به نام حسن است عرش تا فرش خدا رحمت عام حسن است بی حرم شد که بدانند همه، مادری است ورنه در زاویهی عرش مقام حسن است حرم و نام و وجودش همه شد وقف حسین هر حسینیه که برپاست خیامِ حسن است حسن جان... هرکه آمد به در خانه او آقا شد ناز عشاق کشید ز مرام حسن است مولا علی که درد و غم بی حساب داشت یاری چو دخت احمد ختمی مَآب داشت با یک جهان مصیبت و رنج و بلا حسین خوشنود بود زان که زنی چون رباب داشت باید گریست بر تو که در خانه، همسرت بر قتلت ای غریب مدینه شتاب داشت
هنوز نظری ثبت نشده