ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

[ ابوالفضل بختیاری ]
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
دنبال او شبِ تار، صیّاد رفته باشد

فهمیده‌ام در این شهر معنای سیری‌ام را
از ضربِ دست خوردم دندان شیری‌ام را

نامحرمی که با خود دیشب سر تو را داشت
وقتی که زد به گوشم انگشتر تو را داشت

هزار بار شکستم، من از استغاثه‌ام... 

یزید کاری کرده، نه دندونی نه لب مونده واست
زیاد بودی بابا، بمیرم که کردن توی سر خلاصه‌‌ت

روی نیزه که بودی سرم داد زدن، چون که بابا نداشتم 
از اون روزی که زجر موهامو کشید، خواب راحت نداشتم 

شنیدم تو گودال یه دریاچه‌ی خون درست کرده بودن
با آتیشِ موی سرِ تو مگه نون درست کرده بودن؟

خواب بودم یه خُرده بد بیدار شدم 
یکی داشت نعره می‌زد بیدار شدم

یادته دست می‌کشیدی رو سرم 
بعد تو هِی با لگد بیدار می‌شدم

نظرات