تصویر ابوالفضل بختیاری - حرمله گلای گلشنو می‌زد

حرمله گلای گلشنو می‌زد

[ ابوالفضل بختیاری ]
حرمله گُلایِ گُلشَنو می‌زد
نسل و ذُرّیه‌یِ پنج تنو می‌زد

آخرش نفهمیدم گُنام چی بود
شُترش راه نمی‌رفت منو می‌زد

بزم مِی ندیده بودم که دیدم
چقدر حرفای بد بد شنیدم

تویِ خواب تا اومدم ببوسمت
موهامو کشید و از خواب پریدم

هرجا که افتادم رسیدن
منو از موهام کشیدن

رفتی و کار دخترت شد
پا به پای اسبا دویدن

سنگ کوفه به هر آواره خورد
سیلیا به گوشای پاره خورد

راستی دیدی توی بازار شام
چشمای رباب به گهواره خورد

نمی‌تونم بگم حالم خراب نیست
حالا دردی که دارم درد آب نیست

ایشالله بویی که موهات گرفته
بوی آبه بابا بوی شراب نیست

عمه دستشو روی کمر داره
از کبودیِ تنش خبر داره

رباب از رو تجربه بهش میگه
قبرشو عمیق بِکَن خطر داره

کار دنیا را ببین مادربزرگم فاطمه‌‌ست
اختیار دفن من دست یزید افتاده

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت رقیه (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های ابوالفضل بختیاری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد