
سوگند به هر کلام زینب یا رَب بر ذکر علَی الدّوام زینب یا رَب از کار فرج گرهگشایی فرما امشب تو به احترام زینب یا رَب *** فیضِ محض است رحمتِ زینب چشم ما و عنایت زینب مشرق عالَم است صبحِ دمشق صحن نور است ساحت زینب هر سحر جبرئیل میآید پابرهنه زیارت زینب دختر شیر باطناً شیر است به علی رفته قدرت زینب نبض اسلام دست این بانوست زنده شد دین به برکت زینب اُسکُتوا گفت، لال شد دنیا ماتم از طرز صحبت زینب از ازل حاکم است تا به ابد پایبرجاست دولت زینب هر زمان صحبت از شجاعت شد گفتهایم از شهامت زینب *** پرچمت گَر سرنگون شد من نگه میدارمش غم نخور بعد از تو پشتیبان پرچم زینب است *** از آن ترسم که آتش برفروزد میان خیمه بیمارم بسوزد *** به قتلگاه زِ سجاد کرد دلجویی زِ کائنات برآمد درود بر زینب او به اسیری رفته ما آزاد باشیم خیلی بدهکار است این دنیا به زینب *** خاطرِ عاطرِ تو آزردند بزم نامحرمان تو را بردند *** با شمر و حرمله من همسخن شدم گریهکنِ پیرهن شدم از مجلس مِی به اون طرف مثل رباب لطمهزن شدم دق کردم وقتی که شد حرفِ انتخاب زینب کجا، مجلسِ شراب وداع نکردی باهاش اومد سَرِتو بغل گرفت رباب *** ای اهل گریه کار دنیا را ببینید شاگرد زینب میدهد خرما به زینب از ظلم کردن حرمله سیری ندارد نامرد جسارت میکند حتی به زینب *** آخرش نفهمیدم گناهم چی بود شترش راه نمیرفت منو میزد *** دفترِ زُهد اگر خلاصه شود میشود یک عبادت زینب در هر نماز شب مرا هم تو دعا کن عرض توسل میکند آقا به زینب اولسون مؤذن زاده لر قربان بو یولدا این است عشق اردبیلیها به زینب فتنه را ذبح کرد با کلمات ماتم از طرز صحبت زینب دَخَلَت زینبُ علی اِبن زیاد کشت ما را مصیبت زینب سرِّ مستور رفت بزم یزید شد جسارت به حرمت زینب سرِ بر نیزه سایهای انداخت آه از استراحت زینب *** سر یک نیزهی بلند حسین گیسوان تو را رها دیدم بین جمعیتی که سنگ زدند چهرهی چند آشنا دیدم در کوفه از شاگردهایم سنگ خوردم زخمزبان از مردم صد رنگ خوردم آه از آن لحظه که زمین خوردی روی جسمت برو بیا دیدم روی تَل دست و پای من گم شد تا تو را زیر دست و پا دیدم دور گودال غیر سرنیزه چند تا تکهی عصا دیدم *** مبهم کشتنت شمر و زجر و خولی با هم کشتنت