تصویر علی اکبر زادفرج - زینب که از خداست صلوات مکرّرش

زینب که از خداست صلوات مکرّرش

[ علی اکبر زادفرج ]
زینب که از خداست صلواتِ مکرّرش
زیبد که بعد فاطمه خوانند کوثرش

آن شیردُختِ شیر الهی که خوانده‌اند
در خاندان شیر خدا شیرِ دیگرش

زهرای دومی که نشد در تمام عمر
عباس بی‌اجازه نشیند برابرش

این است آن نیابت عظمای فاطمه
کز رهبرش نمود حمایت چو مادرش

این است آن سلاله‌ی زهرا که انبیاء
گل‌بوسه می‌نهند به قبر مطهّرش

این است آن ستم‌کُشِ دوران که در نَبَرد
تیغ سخن به خطبه چو شمشیرِ حیدرش
 
زهرا که افتخار خدا و رسول بود 
می‌کرد افتخار که این است دخترش

رأس حسین خطبه‌ی او را چو می‌شنید 
می‌کرد افتخار که این است خواهرش

دارد نشان زِ همّت و ایثارِ فاطمه 
هر جای تازیانه که باشد به پیکرش

از خشت خشتِ مسجد کوفه ندا رسید
این شیرزن علی‌ست به بالای منبرش

چون مدح شیردخترِ شیر خدا کنم
جایی که هست شیر خدا مدح‌گسترش

زینب، کدام زینب؟ دختی که مصطفی
در چهره دید صورت زهرای اطهرش
 
زینب کدام زینب؟ آن کوه که زنده ماند
خونِ حسین از نفَس روح‌پرورش

آن‌گونه در لباس اسارت عزیز بود
آمد امیرِ شام ذلیل و محقّرش
****
یک تار موی عمّه‌ ما را کسی ندید
پوشانده بود نور حسین آن حمیده را

درست آن‌گونه که زهرا سفارش کرد بود 
با هزاران درد، درمان هزاران درد بود

کربلا تا شام ثابت کرد زینب بر همه
می‌توان چادر به سر هم مَردتر از مَرد بود

زینب اسیر نیست، دو عالم اسیرِ اوست
او را اسیرِ قافله خواندن خجسته نیست
 
سر را به پای محملِ سالارِ خود شکست 
زینب سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

این‌ها اشاره‌ای زِ مقامات زینب است
****
وقتی که رفت معجرِ زینب کبود بود
وقتی رسید گیسویش اما سپید بود

وقتی که رفت کوه مصیبت به شانه داشت
وقتی رسید مثل همیشه رشید بود
 
این بی‌عقیدگی‌ست بگویم وفات کرد 
اُمُّ المصائب است و یقیناً شهیده بود
 
تاریخ شاهد است، همان خطبه‌های او
تنها دلیل مرگِ زمام یزید بود

جای تمام دخترکان تازیانه خورد

آن‌گونه در لباس اسارت عزیز بود
تا آمد امیر شام ذلیل و محقّرش

آن شب که در خرابه نمازِ نشسته خواند 
آن شب که ریخت خون دل از دیده‌ی ترش

آن شب که کرد دفن یتیمِ سه ساله را
با گریه ریخت خاک بر اندام لاغرش

آن شب که کرد صرف‌نظر از غذای خویش
تا کودکان گرسنه نخوابند در بَرش

هفت آسمان خروش برآورد کیست این؟ 
این زینب است یا که پدر یا که مادرش؟
 
نمازِ عشق شکسته نخوانده بودم و خواندم
قنوت بازوی بسته نخوانده بودم و خواندم

زنی زِ هاشمیان تاکنون اسیر نبوده است 
دعا به ناقه‌ نشسته نخوانده بودم و خواندم

به دوش جسم دو دختر نبُرده بودم و بردم
زِ کینه سنگ زِ شامی نخورده بودم و خوردم

به قتلگه به من و دخترت چه شد دیدی 
که زنده زنده کنارت نمردم بودم و مُردم

یه شب میان بیابان نرفته بودم و رفتم 
به جست‌و‌جوی یتیمان نرفته بودم و رفتم
 
نخفته بودم و خفتم به روی خاک خرابه 
به کوفه گوشه‌ی زندان نرفته بودم و رفتم
****
امروز که مشاهده کردی مرا زدند
عین همین مشاهده فردای زینب است
 
در طول زندگانیِ پنجاه‌ساله‌ام
این اولین نماز فرادای زینب است

جای مرا گرفته‌ای و پس نمی‌دهی
جای تو نیست بر سر نِی، جای زینب است

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه علی اکبر زادفرج حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های علی اکبر زادفرج

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد