منی که سایه‌ام را مردم کوچه نمی‌دیدند

منی که سایه‌ام را مردم کوچه نمی‌دیدند

[ علی اکبر زادفرج ]
منی که سایه‌ام را مردم کوچه نمی‌دیدند
منی که شش برادر داشتم حالا نظر خوردم

به نان کوچه و خرمای مردم لب نزد زینب
میان کوفه هر چه خوردم، از دست پدر خوردم

منه پرده نشین را محمل بی پرده می‌بردند
****
سخت‌تر از روضه‌ی گودال، روضه‌ی کوفه و شامه
بدتر از نیزه و خنجر سنگ‌هایی که به روی بامه

انگار نه انگار ناموس پیغمبره
****
دلم گرفته از این روزگار زجر آور
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه خبر

تمام کون و مکان را اگر نگاه کنی 
جز او کسی به نظرها نمی‌رسد به نظر 

همه اجاره نشین شهنشه نجفیم
زمین عمارت شخصی اوست سرتاسر

مسیح می‌شوم و مرده زنده خواهم کرد
به دست من برسد خاک پایی از قنبر

هوار میثم تمّار روی دار این بود
ضرر نکرده کسی که در عشق کرده ضرر

هراس مرگ بدل شد به اشتیاق وصال
فمَن یمُت یَرنی تا شنیدم از مادر

چه عافیت چه بلا راضیم به تقدیرم
به دستِ دست خدا هست تا قضا و قدر

نبین که پیراهن وصله دار می‌پوشد
به دست دست خدا هست تا قضا و قدر

علیست کیسه به دوش مدینه و کوفه
علی به سوره‌ی انفاق و هل أتی مظهر

به جز علی‌ چه کسی قادر است وقت نبرد
سلاح خویش ببخشد به دشمن کافر 

امیر بودن و هم سفره‌ی فقیر شدن
به غیر از او نیامده از احدی غیر از او نیامده بر

نوشتم آنچه که خوبیست را به پای علی
نوشتم آنچه بدی را به پای آن سه نفر

یکی ز جنگ فراری یکی بلا گردان
بگو کدام شود جانشین پیغمبر؟

کننده‌ی در خیبر اگر چه بود ولی
شکسته است غرورش در آستانه‌ی در

اگر ملاک جگر هست ماجرای مبیت
اگر که قدرت بازوست قلعه‌ی خیبر

کننده‌ی در خیبر اگر چه بود ولی
شکسته است غرورش در آستانه‌ی در

یا حیدر، یا علی مولا، یا علی مولا

پربازدید ترین شعر روضه علی اکبر زادفرج محرم و صفر حضرت زینب (س)

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین علی اکبر زادفرج

نظرات