
ببخش وضعیت خواهرت مناسب نیست **** بین این مصیبتای شدید، موهای سه سالت هم شد سفید زینبت اگه که زینب باشه، پس میگیرتت تو رو از یزید نگاه کن حال دخترهات خرابه، عقیله مهمون بزم شرابه تموم پیکرت رو نیزه برده سر تو کمترین حق ربابه قلب رباب مگه که از سنگه؟ خیلی دلش برای تو تنگه ***** داغ اصغر که آتشش میزد به جگر باز جای داغ نداشت آمد و بچسه داد بر سر او به خدا طاقت فراق نداشت گفت ای سر که در چهل منزل رُخت از خون و خاک رنگ شده دانی از چه تو را بغل کردم؟ دلم از دوری تو تنگ شده ای به قربان خشکی لب تو چقدر چاک چاک افتاده من بمیرم نباشم و بینم، سر تو روی خاک افتاده روضه خوانها چرا نمیگویند آهر مجلس شراب چه شد؟ تا که از تشت سر به خاک افتاد ناگهان حالت رباب چه شد؟ ***** از تیر در گلو بود بغضی که در گلو داشت یادش بخیر روزی این مادر آرزو داشت یک جرعه آب میخواست، زخم زبان نمیخواست طفلی که رفتنی بود، تیر و کمان نمیخواست ****** مرا رضایت إبن الرضا خوش است که دانم بوَد رضای خدا در رضای حضرت هادی بخوان زیارت پر فیض جامعه که بری پی به ارزش سخن جانفزای حضرت هادی ز دست رفته شکیبم خدا کند که نصیبم شود زیارت صحن و سرای حضرت هادی