
ای کاش که روت را نمیبوسیدم ای کاش که موت را نمیبوسیدم تقصیر من است پشت و رویت کردند ای کاش گلوت را نمیبوسیدم وقتی جدا میکرد در مقتل سرت را من میشنیدم ضجّههای مادرت را شد زیر و رو قلبم که پیش چشم مادر نامرد برگرداند با پا پیکرت را ای عزیز فاطمه دادی بزن آخر ای مظلوم فریادی بزن چارهی خصم بدآیین کن حسین لب گشا یک لحظه نفرین کن حسین پیکرت آعشته با خون دل است طرّهات در پنجههای... ای ملائک رو در این هامون کنید شمر را از قتلگه بیرون کنید یا ز دست قاتلت خنجر بگیر یا ره گودال بر مادر بگیر ***** چقدر شلوغ قتله گاه نمیرسه صدات نمیدونم حسین باید چکار کنم برات لبای تشنهی تو شد مصیبت فرات به سمت قتلگاه تو نگاه زینبِ دیدم که خنجرو کشید دوازده مرتبه تنی که دیگه بی سره به زیر مرکبه منو به قصد کُشت زدن قدم کمونیه ببین گوشای دخترت رقیّه خونیه دیدم تو دست ساربان ازت نشونیه بمان که روشنی دیدهی ترم باشی شبیه آینه ای در برابرم باشی هوای خیمهی من بی نگاه تو سرد است بمان که مایهی دلگرمی حرم باشی تو در بلندترین نیزه منزلت کردی به این بهانه مگر سایهی سرم باشی جواب خندهی دشمن به خواهرت با کیست مگر تو قول ندادی برادرم باشی چه شد که از ته گودال سر درآوردی تو زینت سر دوش پیمبرم باشی در شلوغی گودال تنگ قول بده کمی مراقب پهلوی مادرم باشی ****** امیر عشق روی خاک و افسرش افتاد عمامهای ز نبی داشت از سرش افتاد سنان رسید و سنانش فرو به پهلو برد دگر مپرس چرا یاد مادرش افتاد دو پلک بی رمق آمد به روی هم کم کم ز زیر چشم نگاهش به خواهرش افتاد عمامه دید ندارد حسین در گودال دو دست بر سر و در فکر معجرش افتاد (ما را ببر به کربوبلا جان مادرت وای از کسی که پیر شد و کربلا نرفت) (حسین دلم یه کربلا میخواد) ******* وقت روضه زودتر از هرچه باید گریه کرد سفره که آماده شد فورا غذا باید کشید الدّوا عند الحسین، الشّفا عند الحسین بهر درمان یافتن دست از دوا باید کشید رفته رفته عمر ما دارد به پایان میرسد تا که عمری هست ناز یار را باید کشید عاشقان بی کفنها با کفن بیگانهاند وقت مردن روی ما یک بوریا باید کشید رو به قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست صورت ما را به سمت کربلا باید کشید ****** (قبله این سوست همینطور رهایش نکنید) کینه توزان جمل دشنهشان کند شده میزند بر بدنش هر که عصایی دارد مادرش دوخته با دست شکسته نکشید مگر این پیرهن کهنه بهایی دارد دست از این پیرهن ارثیه بردار سنان مادرش دوخته با زخم تن سینه ******* نام تو بهر معرفی کافیست معرفی و به حرف و سخن نیاز نداری منم که در همه عمرم نیازمند تو هستم تو هیچ وقت به امثال من نیاز نداری بخاطر خودمان گریه میکنیم برایت وگرنه گریه کن و سینه زن نیاز نداری تمامی شهدا قبل تو کفن شده بودند تو سید الشهدایی کفن نیاز نداری ******* زیرانداز خانههای دهات کفن شاه بیکفن شده بود سرمایه ندارم ببرم محضر ارباب سرمایه سری هست فدای سر ارباب از کودکیام یاد گرفتم که بگویم مادر پدرم نذر پدر مادر ارباب