بودم اما جلو نمیرفتم شمر آنقدر بد دهن شده بود

بودم اما جلو نمیرفتم شمر آنقدر بد دهن شده بود

[ علی اکبر زادفرج ]
بودم اما جلو نمیرفتم
شمر انقدر بد دهن بود

زیرانداز خانه‌های دهات
کفن شاه بی کفن شده بود

بوریا بود بهانه که بدن جمع شود

از چه عزلت بشناسم که تویی دلبر من
که به دست تو نه انگشت نه انگشتر بود

بوریایی که در ان جمع شد اعضای تنت
بود پاره ولی از جسم تو سالم‌تر بود

مونده روی زمین، پیکر تو رها
السلام علی من دفن اهل قری

خواهرت اگه نیست رفته شام بلا
ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا

به باد گفتم اگر شد 

گواهی می‌دهد شعب ابیطالب به ایثارش
گواهی می‌دهد این شیر بانو استقامت داشت

چه ایمانی چه اخلاصی که بین بستر مرگش 
خدیجه از رسول الله احساس خجالت داشت

کفن بر تن نکرد و با لباس پاره‌ای پر زد
عجب این لحظه‌ی آخر به اربابم شباهت داشت

مؤمنون آیه‌های قرآنند
گاه مقداد و گاه سلمانند
چه عرب چه عجم مسلمانند
همه فرزندهای بارانند
یا نوه یا نتیجه‌اند همه
بچه‌های خدیجه‌اند همه

اگر سر نوه‌ات را کنار دجله بریدند
میان دشت بپیچد صدای مادر زهرا 

بنَیَ قتلوک ذبحوک و من الما منعوکَ

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عصر عاشورا - قتلگاه(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عصر عاشورا - قتلگاه(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های علی اکبر زادفرج

نظرات