نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تـا هست آقـا راهِ چاره زود برگرد از ایـن مسیرِ پُر شراره زود بـرگرد در آسمـانِ غیرت و مردی این شهر حتی دریغ از یك ستاره، زود برگرد انـگار می جوشد بـرای پیـشوازت تیغ و سنان از هر كناره زود بـرگرد تا پُر نكرده هلهله بـر اشكِ زینب جای اذان را در مِنـاره زود برگرد تـا از وِقـارِ دختـرانت كـم نكرده... زنجیـرهای بی قَـواره زود بـرگرد ای وای از این چاكِ دهن هایی كه باز است از طعنه های بی شماره زود بـرگرد لبهای خشكم را كه بر هم دوخت شمشیر هر لحظه گفتم بـا اشاره زود بـرگرد بـا دستـهای بسته بـی سر بینِ مردم افـتـادم از دارالامـاره زود بـرگرد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد