سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید6.4K
سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی چه ساده صیدِ خودت را به یك نگاه گرفتی كه گفت كشتی نوحی تو مهربان تر از اویی كه حُرِّ بدشده را هم تو در پناه گرفتی چُنان به سینه فشردی مرا كه جز تو اگر بود حسین فاطمه می گفتم اشتباه گرفتی من آمدم كه تو را با سپاه و تیغ بگیرم مرا به تیغِ نگاهی تو بی سپاه گرفتی بگو چرا نشوم آب، كه دستِ یخ زده ام را دویدی و نرسیده به خیمه گاه گرفتی