نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عشق تو را به قیمت جان میخرم حسین بالای دار نام تو را میبَرم، حسین با دست بسته و لب پاره به روی دار کوفه میا شده سخن آخرم، حسین گفتم سر تو باد سلامت به کوچهها هرچه زدند سنگ جفا بر سرم، حسین از آن همه سپاه، دل شب کسی نشد یک تن به غیر پیرزنی یاورم، حسین خواهی اگر به کوفه بیایی بیا ولی همراه خود میار تو اهل حرم، حسین ترسم که هتک حُرمَت زینب شود، میا اینجا که بوده خواهر تو محترم، حسین دادند آب گرچه به لبهای خشک من در فکر تشنگی علیاصغرم، حسین رأس بریدهام به سر نیزهها زدند شکر خدا ندید دگر دخترم، حسین در فکر سُمّ اسب و تن بیسر تواَم در کوچهها کِشند اگر پیکرم، حسین **** روز بر دامن من چنگ زدند شام از بام مرا سنگ زدند **** بردم پناه هر چه به دیوار بیشتر او پیشتر رسید و رَهَم بیشتر گرفت وای مادرم، مادرم، مادرم... **** شبهای جمعه دلم غرق آهه آخه زهرای مرضیه تو قتلگاهه با ناله میگه: بُنَیَّ بُنَیَّ این کُشته لبتشنه و بیگناهه آه، حسینم چرا سر نداره؟ آه، بمیرم که مادر نداره آه، حسینم، حسینم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد