چند تا مثل هم درست کنم

چند تا مثل هم درست کنم

[ حاج علی کرمی ]
باید اینجا حرم درست کنند
چند تا مثل هم درست کنند

با امام حسن سزاوار است
صحن باب‌الکرم درست کنند

با تولای باقر(ع) و صادق(ع)
صحن دار القلم درست کنند

با طلا دور گنبد سجاد(ع) 
بیتی از محتشم درست کنند

کاش هر چیز را نمی‌سازند
کوچه را دست کم درست کنند

(آخه این کوچه موی حسن را سفید کرد 
این کوچه امید مرا نا امید کرد
این کوچه خاطرات بدی به جا گذاشته 
این کوچه داغ‌ها به دل ما گذاشته)
 
کوچه را در ادامه‌ی طرحِ
از حرم تا حرم درست کنند

با کریمان کریم خانی‌ها
قطعه‌ی آمدم درست کنند

****

(حرفی از بیرق و علم نزنید)۲
حرفی از صحن و از حرم نزنید 

کربلا رفته‌ها کنار بقیع
حرفی از صحن و از حرم نزنید

(زائری خسته‌ام نگهبانان
به خدا زود میروم نزنید)۲

زائری داد زد که نامردان
تازیانه به مادرم نزنید

****

(غم همین بس که مغیره به عصب می‌خندد)

یادش افتاد بی عدد می‌زد
به در خانه با لگد می‌زد 
عوض هرکسی نزد می‌زد 
این مغیره چقدر بد می‌زد

پسری دید مات و محزون شد 
مادری بازویش پر از خون شد

آخ مردم جگری سوخت تماشا نکنید 
بعد ما هیچ دری را به لگد وا نکنید

شرر این قوم به ما بیشتر از زهر زدند 
چهل نفر مادر مارا وسط شهر زدند 

****

من ایستاده بودم، دیدم که مادرم را
دشمن گهی به کوچه، گه بین خانه میزد
گاهی به دست و بازو، گاهی به پشت و پهلو 
گاهی به کتف و صورت، گاهی به شانه می‌زد

حالا هر اتفاقی که بود گذشت
منم و یک جگر پاره و تشت
جگرم تو کوچه پاره شد دیدم
مادرم با دست دنبالم می‌گشت

حق دارم بنشینم و زاری کنم
سیل اشک از این چشام جاری کنم 
تو کوچه اومد و راهمونو بست 
بخدا نشد که من کاری کنم

ایستادم به پنجه‌ی پایم
تا کنم سینه روبروش سپر
مثل طوفانی از سرم رد شد
دست او بود و صورت مادر

بخدا دلی که نا امید میشه
آرزوهاش همه ناپدید میشه 
یکی دست رو مادرت بلند کنه
یه دفعه همه موهات سفید میشه

هی می‌گفتم که نزن، نزن، می‌زد
سیلی رو جلو چشم حسن(ع) می‌زد 
اینکه هیچیم نشد آزارم میده
کاش یه دونه سیلی‌ام به من می‌زد 

حق دارم اگه پرم درد می‌کنه
هم دلم هم جگرم درد می‌کنه 
سر مادرم تو کوچه داد کشید 
از همون موقع سرم درد می‌کنه

غمم شادی رو آرزوم کرده بود 
که درد منو درد آروم کرده بود
خودم زهرو خوردم که راحت بشم
حسن(ع)بعد کوچه تموم کرده بود 

من اون روزی مردم که داد زد سرم
یکی دست بلند کرد روی مادرم

مادرم فاطمه آن لحظه سرش پایین بود
بی‌هوا مادر مارا به خدا زد بد زد

(اونجا که غم از آسمونش می‌باره
حرم کریمه
تنها حرمی که روضه خون نداره
حرم کریمه)۲

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام حسن مجتبي(ع)(شهادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج علی کرمی

نظرات