
زمین محاط غم و آسمان محیط عزاست شب عزاست و یا صبح محشر کبراست غبار غربت و اندوه بر عزار علی و یا که داغ نبوت به سینهی زهراست تمام ملک الهی شده عزاخانه مدینه را خبر از رفتن رسول خداست دو ماه و نیم هنوز از غدیر نگذشته که ریسمان سقیفه به گردن مولاست ***** چه روی داده چرا میزنند زهرا را؟ علی فتاده غریبانه فاطمه تنها هنوز خشک نگشته آب غسل نبی که دود آتش گرد خانهی مولاست ***** تو برو بیا میزد فاطمه رو خیلی بیهوا میزد فاطمه رو علی حق داره بمیره بهخدا یه غلام سیاه میزد فاطمه رو خیلی بیعاطفه هستن بهخدا راهشو تو کوچه بستن بهخدا بچه سیدا بلند گریه کنید بار شیشهشو شکستن بهخدا ***** سه روز بعد نبی استخوان سینه شکست ***** نفس کشیدم و پیراهنم پر از گل شد بهروی سینهی خود باغ لالهای دارم دلم به طرز بغل کردن حسینم سوخت ****** کی بریده حنجرت را کند بوده خنجرش؟ ****** حسین جان مگه این لبای کبودو ندیدند حسین جان چه نامرتب رگاتو بریدند حسین جان گلوتو بریدند بریدند حسین جان ****** یابن شبیب نیزه درون گلو زدند جد مرا به حالتی از پشت و رو زدند ****** شکست پهلوی روح دوپهلوی احمد حسن چگونه تحمل کند حسین کجاست کجا رواست بریزند بر سر یک زن زنی که دختر پیغمبر است و مادر ماست یکی نگفت که دخت نبی عزادار است یکی نگفت که این خانه خانهی زهراست غریب گشته علی ****** رسول گفت چو کردی تحمل آنهمه را به پیش چشم تو سیلی زنند فاطمه را اگرچه بود وجودش پر از شرارهی خشم به روی فاطمه چشمی گشود و گفت بهچشم ****** آنقدر نیزه فرو رفت بدنش پیدا شد ****** گشود چشم و نظاره کرد نور عینش را و دید گریه کنان در برش حسینش را حسین گریه نکن وقت آه و سوز تو نیست خدا گواست که روزی شبیه روز تو نیست مرمل بالدماء میشوی عزیز دلم به روی خاک رها میشوی عزیز دلم به قتل صبر عزیزم پر تو را ببرند به پیش دیدهی مادر سر تو را ببرند ****** همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه خنجرش رو کشید روی سینه نشست گیسوان حسین مرا گرفته به دست سر رو داره جلو مادرش میبره استخون گلو را با خنجرش میبره