تصویر حاج محمدرضا طاهری - پنجه ی هجر گریبان مرا می خواهد

پنجه ی هجر گریبان مرا می خواهد

[ حاج محمدرضا طاهری ]
پنجه ی هجر گریبان مرا می خواهد 
غصه گیسوی پریشان مرا می خواهد 

هجمه ی باد خزان است تبر آورده 
همه گل های گلستان مرا می خواهد 

بوی خون می دهد این دشت خدا خیر كند 
این چه خاكی است كه سامان مرا می خواهد 

آه تاوان جدایی تو جز مردن نیست 
بی تو پس دادن تاوان مرا می خواهد 

غربت دیده ی بارانیت ای دل خوشیم 
آتش افروخته دامان مرا می خواهد 

لشگر نیزه كه چشم از تو نگیرد نكند 
جان من آمده و جان مرا می خواهد 

چكمه ی كیست كه كفرانه رجز می خواند 
نكند سینه ی قرآن مرا می خواهد 

كشت دل شوره مرا آخر این راه كجاست 
این زمین بهجت قلبم نكند كرببلاست 

ناگهان دلهره بر پیكر من ریخته است 
كربلا گفتی و بال و پر من ریخته است 

این غباری كه از این دشت به روی تو نشست 
پیش تر خاك عزا بر سر من ریخته است 

لحظه ای روز دهم از نظرم سرخ گذشت 
دیدم آنچه به دل مضطر من ریخته است 

هر طرف چشم من افتاد به صحرا دیدم 
تن بی سر شده دور و بر من ریخته است 

دیدمت خیرگی تیر سه پر لخته ی خون 
جای شیر از دو لب اصغر من ریخته است 

غارت پیرهن پاره اگر طولانی است 
گرگ از بس كه سر دلبر من ریخته است 

كعب نی از همه سو دور تنم پیچیده 
دست تاراج سر معجر من ریخته است

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حاج محمدرضا طاهری ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های ورود کاروان به کربلا(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج محمدرضا طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد