نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلشوره ام ببین جگرم را نگاه كن چشمی گشا و چشم ترم را نگاه كن بادی وزید و خاك نشانده به معجرم آبی وجود شعله ورم را نگاه كن خار است و سنگ وگودی گودال و تل خاك اینجا كجاست دور و برم را نگاه كن نخلی نبود هرچه كه دیدم سوار بود نامحرمان ببین و حرم را نگاه كن ماییم و تیغ و دشنه و این نیزه دارها جان رباب پشت سرم را نگاه كن با من بیا دوباره بخوانیم اِن یكاد ابرو كمانی قمرم را نگاه كن ای وای از فراق تو و چند روز بعد از شام بی كسی من و چند روز بعد امروز محرمان حرم سایه ی سرم شام دهم زمان نفس های آخرم امروز بین حلقه ی شیران هاشمی شام دهم به حلقه ی زنجیر، پیكرم امروز دخترت سر دوش عمو ولی شام دهُم به گریه كه عمه گلِ سرم... امروز خاك چادر من را تكانده ای شام دهُم به خون تو آغشته معجرم امروز مانده ای كه قرارم شوی ولی شام دهُم به نیزه نمانی برادرم امروز تكه خار ز پایم درآوری شام دهُم ز جسم تو نیزه درآورم امروز بوسه می زنمت مثل روز قبل شام دهُم مجاور رگ های حنجرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد